تولید کننده کود های آلی و شیمیایی جنوبگان

ورود | ثبت‌نام

تغذيه درختان پسته

 

مراحل مصرف کود های برند جنوبگان برای درختان پسته :

هزینه مصرف کود های جنوبگان برای پسته در یک هکتار ( 95/12/09 ) :


 

 

ازت :

نقش اصلي ازت در گياه ساخت پروتئينهاي گياهي بوده كه نقشي ساختاري و كليدي مي باشد رشد و باردهي درختان پسته به ميزان زيادي به ازت بستگي دارد و كمبود آن رشد ، باروري و توليد محصول را محدود مي سازد . بطوركلي نياز گياه پسته به ازت ، 600 گرم ازت خالص به ازاي هردرخت در سال پرمحصول بوده و براساس درصد ازت كودهاي ازته ، ميزان مصرف هريك از کودها قابل محاسبه مي باشد . كود اوره با داشتن 46 درصد ازت دربين کودهاي ازته معمولي داراي بيشترين درصد ازت مي باشد اما بعلت تبديل آن به گاز آمونياك و تصاعد آن در صورتيكه كود اوره در سطح خاك داده شود و همچنين تشكيل يون بي كربنات در اثر تجزيه اوره كه در جذب و ايفاي نقش ساير عناصر بويژه عنصر آهن ايجاد مشكل مي كند ، كود مناسبي جهت مناطق پسته كاري كه بي كربنات آب آبياري وخاك آنها بالا مي باشد ، نيست . کود نيترات آمونيم حاوي 35 درصد ازت كه هردو شكل آمونيم و نيترات را دارا مي باشد . نيترات حاصل از تجزيه نيترات آمونيم سريعا" توسط گياه قابل جذب مي باشد اما در آبياريهاي سنگين بعلت حلاليت بالا و حركت سريع ، نيترات در اعماق خاك حركت كرده و از دسترس گياه خارج مي شود در نتيجه در خاكهاي شني و سبك بدليل شستشوي نيترات و در خاكهاي شور بدليل ضريب شوري بالاي نيترات آمونيم اين كود توصيه نمي شود . کود سولفات آمونيم حاوي 20 درصد ازت و 24 درصد گوگرد مي باشد . يون آمونيم حاصل از تجزيه سولفات آمونيم ، ممكن است مقداري از آن بين لايه هاي كانيهاي رسي تثبيت گردد و همچنين بعلت بار مثبت درگير واكنشهاي تبادلي گردد . يون سولفات مستقيما" قابل جذب توسط گياه بوده بعلاوه موجب كاهش موضعي پی هاش شده و خاصيت اصلاح كنندگي دارد بنابراين كود سولفات آمونيم در خاكهاي سبك و شني بعلت قابليت شستشوي كم سولفات آمونيم كه جذب ذرات خاك مي گردد و در خاكهاي قليايي با PH بالا بعلت خاصيت اصلاح كنندگي بنيان سولفات موجود در اين کود توصيه مي گردد . بطوركلي اگر كودازته مصرفي در باغات پسته در 3 نوبت اواخر اسفند يا اوايل فروردين ، 10 تير لغايت 31تير ، و اواخر مرداد مصرف شوند بازدهي بالاتري مي توانند داشته باشند در حالت عادي با توجه به نياز 600 گرم ازت خالص به ازاي هر درخت مقدار 300 كيلوگرم در هكتار سولفات آمونيم در اواخر اسفند و 350 كيلوگرم در هكتار نيترات آمونيم در 10 تير لغايت 31 تير ( هنگام پرشدن مغز پسته ) و 300 كيلوگرم در هكتار سولفات آمونيم در اواخر مرداد ماه مي تواند جهت باغات پسته بارور و براي درختان بزرگتر از بیست سال مصرف شود . علائم كمبود ازت : كمبود ازت موجب زردي برگها ، كاهش رشد تاج درخت ، كوچكي برگها ، باريك ماندن شاخه هاي تازه رشد كرده و كاهش رشد قطري شاخه ها ، قرمزشدن پوست درخت و رگبرگها و دمبرگها ، ريزش زودتر از معمول برگها در پائيز و كم مغز شدن و سبكي دانه ها مي شود . حد بحراني ازت درخاك PPm2000 – PPm1000 و حد بحراني آن در برگ پسته 5/2 – 2 درصد ماده خشك مي باشد . بايستي توجه نمود هنگامي كه كود ازته جلوي آب و در سطح خاك مصرف شده ، ارتفاع آب آبياري بيشتر از 10 سانتي متر نبوده و از آبياري سنگين اجتناب شود .

 

فسفــر :

قابلیت دسترسی به فسفر خاک توسط گیاه بیش از آنکه به مقدارآن درخاک بستگی داشته باشد به پ هاش و شرایط خاک وابسته است . پ هاش کمی اسیدی تا خنثی بهترین پ هاش برای قابلیت دسترسی به فسفر میباشد.در خاکهای قلیایی تشکیل فسفاتهای کلسیم که حلالیت بسیار کم داشته ، موجب کاهش قابلیت دسترسی به فسفر توسط گیاه میشود.  فسفر از جمله عناصری است که در خاک بسیار کند حرکت کرده و توسط ذرات خاک تثبیت میگردد، درنتیجه کودهای فسفره بایستی در نزدیکی ریشه مصرف شده و از مخلوط کردن این كود با خاک به جهت جلوگیری از تثبیت و غیر فعال شدن آن بایستی جلوگیری نمود.

 

حد بحرانی فسفر درخاک 15 پی پی ام و دربرگ پسته 0.14  درصد ماده خشک میباشد

از جمله علائم کمبود فسفر، ارغوانی شدن برگ سرشاخه ها،برهنه شدن درخت،دیربازشدن جوانه ها و تیره شدن رنگ برگهای پیر میباشد.

 

پتاسیم :

نقش پتاسيم در گياه بيشتر كاتاليزوري بوده و كمبود آن مقاومت گياه را در برابر آفات و بيماريهاكاهش مي دهد . پتاسيم موجب تسهيل نفوذ آب در سلولهاي گياهي و سبب كنترل عمل باز و بسته شدن روزنه هاي برگ در هنگام تبخير و تعرق مي شود . جذب پتاسيم در سال پرمحصول ( ON ) حدود 6 برابر سال كم محصول ( Off ) بوده و بيش از 90 درصد كل جذب ساليانه پتاسيم در طي دوره پرشدن مغز اتفاق مي افتد . درختان پسته پتاسيم زيادي جذب مي نمايند بطوريكه جذب ساليانه پتاسيم توسط درخت پسته به جذب ازت و نيتروژن كه پرمصرف ترين عنصر غذايي است نزديك مي باشد . حد بحراني پتاسيم قابل جذب درخاك PPm300 و دربرگ یک و نیم تا دو درصد ماده خشك مي باشد . مصرف پتاسيم موجب افزايش درصد خنداني و كاهش پوكي دانه هاي پسته نيز مي گردد. درصورت كمبود اين عنصر در گياه پسته حاشيه برگها به سمت بالا پيچيده همچنين برگهايي كه كمبود پتاسيم دارند ، حاشيه سوختگي قهوه اي را نشان مي دهند . برای کوددهی باغاتی براساس آزمون خاک دارای کمبود پتاسیم هستند ، مقادیر مناسب كودهای پتاسه درون شیار کودی مصرف شود و در مصرف سطحی درختان پاسخ مناسبی به  كوددهی نخواهند داد . در اراضی سبک و شنی مقدار مصرف کودهای پتاسه می تواند بیشتر درنظر گرفته شود . از آنجا که 90 درصد جذب پتاسیم توسط درخت پسته در طی دوره پرشدن مغز اتفاق می افتد، محلولپاشی با كودهای حاوی درصد بالای پتاسیم و همچنین کاربرد کودهای پتاسه محلول در آب همراه با آب آبیاری،درطی این دوره زمانی به بهبود کیفیت و افزایش عملکرد محصول کمک شایان توجهی می نماید.

گـــوگـــرد :

گوگرد بصورت يون سولفات در محلول خاك وجود داشته و بعلت داشتن بارمنفي جذب ذرات خاك نمي شود ، اكسيد و احياء گوگرد درخاك بيولوژيكي بوده و ميكرو ارگانيسمهاي خاك مي توانند گوگرد را به بون سولفات تبديل و قابل استفاده براي گياه نمايند . اضافه كردن گوگرد به خاك علاوه بر تامين نياز غذايي گياه ، از نظر خواص اصلاحي و تاثيري كه روي پی هاش خاك دارد مفيد مي باشد . براي موثر بودن مصرف گوگرد بايستي شرايط از نظر تهويه رطوبت فراهم باشد تا ميكرو ارگانيسمهاي خاك بتوانند گوگرد را به سولفات تبديل نمايند و اين امر موجب كاهش موضعي پی هاش گردد . علائم كمبود گوگرد مشابه علائم كمبود ازت بوده و شامل زردي برگهاي جوان ، كاهش رشد گياه و نازكي شاخه ها مي باشد . حد بحراني گوگرد در خاك PPm 15 و در برگ پسته 3/0 درصد ماده خشك مي باشد . مقدار 1 – 5/0 تن گوگرد ترجيحا" ميكرونيزه در هر هكتار مخلوط با كودحيواني در چالکودها جهت باغات پسته قابل توصيه مي باشد .

 

كلسيـــم :

درخاكهاي مناطق خشك و نيمه خشك ، كلسيم نسبت به ساير عناصر غذايي به مقدار بيشتري در محلول خاك وجود دارد اما فقط وجود آن در خاك و بافتهاي گياه و برگ ، دليل براينكه محدوديتي از نظر آن وجود ندارد نيست و بايد مطمئن شد كه آيا عنصر مذكور در گياه از تحرك مناسبي برخوردار بوده و آيا قادر به انجام وظيفه خود مي باشد يا خير . بنابراين مشكل اصلي كمبود كلسيم ، جذب آن از طريق خاك نبوده بلكه انتقال آن در داخل گياه است كه موجب بروز عوارض ناشي از كمبود كلسيم بخصوص در ميوه ها كه بيشتر از بقيه اندامهاي گياه به كلسيم نياز دارند ، مي شود . از جمله عوارض كمبود كلسيم در درختان پسته عارضه لكه پوست استخواني در دانه هاي پسته مي باشد كه با 3 نوبت محلولپاشي با کودهاي حاوي كلسيم در اوايل فصل رشد ( اواخر فروردين تا اواخر ارديبهشت ) با فاصله 15 – 10 روزه مي توان از شدت عارضه تا مقدار بسيار زيادي كاست . حد بحراني كلسيم در برگ پسته حدود 2 درصد ماده خشك گياهي است . در خاك ميزان كلسيم در ارتباط با منيزيم و سديم سنجيده مي شود و نسبت جذب سديم ( SAR ) كمتر از 15 و نسبت كلسيم به منيزيم بيش از يك در خاك مي تواند نشاندهنده وضعيت نسبتا" مناسب كلسيم در خاك باشد . در درختان پسته مبتلا به كمبود كلسيم ، برگهاي جوان و نزديك انتهاي شاخه به شكل چروكيده و كج در آمده و نوك برگها و حاشيه آنها بطرف بالا و يا پائين لوله مي شود . كمبود كلسيم در درختان پسته بيشتر كيفي بوده و در نتيجه اثرات متقابل با عناصر ديگر يا عدم انتقال مناسب در گياه اتفاق مي افتد درصورت نياز مي توان از 200 – 100 تن گچ خام در هكتار جهت اصلاح خاك و رفع نياز گياه به كلسيم استفاده نمود .

 

منيـــــزيـــــم :

منيزيم بصورت يون منيزيم از محلول خاك جذب شده و درخاكهاي مناطق خشك و نيمه خشك به مقدار زيادي بصورت جذب سطحي ذرات خاك وجود دارد . درنتيجه در اين خاكها بيشتر با مسئله زياد بود و مسموميت اين عنصر روبرو هستيم تا كمبود و كمبود احتمالي آن نيز بيشتر ممكن است در خاكهاي شني اتفاق بيفتد . حدبحراني منيزيم در خاك PPm15 و دربرگ پسته 6/0 درصد ماده خشك گياهي مي باشد . كمبود آن موجب ظهور رنگ زرد و كلروز بين رگبرگي در برگهاي مسن و پير گياه مي شود . درصورت كمبود مصرف 400 كيلوگرم سولفات منيزيم در هكتار در چالكود و در صورت مسموميت مصرف گچ و پتاسيم در مقادير زياد توصيه مي گردد .

 

 آهــــــن :

آهن يكي از عناصر ضروري براي رشد تمامي گياهان است . درصورت كمبود آن كلروفيل به مقدار كافي در سلولهاي برگ توليد نمي شود . زردي برگ ناشي از آهن ، شكل خاصي از كمبود آهن در گياه است كه بخش وسيعي از كشور ما را فراگرفته است . آبياري بيش از حد ، مصرف بي رويه و نامتعادل كودهاي شيميايي ، كمبود مواد آلي و فشرده شدن خاك و زيادي بي كربنات در محلول خاك از جمله عوامل موثر در كاهش جذب آهن توسط گياه مي باشد . درصورت كمبود آهن ، كلروفيل به مقدار كافي در سلولهاي برگ توليد نشده ، ابتدا فاصله بين رگبرگها زرد شده و باشدت يافتن كمبود ، تمامي سطح برگ زرد مي شود . بدليل آنكه آهن در گياه متحرك نمي باشد اين علائم ابتدا در برگهاي جوان و قسمتهاي فوقاني گياه ظاهر شده و با پيشرفت كمبود تمامي گياه را در بر مي گيرد . حد بحراني آهن در خاك PPm10 – 7 و در برگ پسته PPm 100 مي باشد . جهت مصرف خاكي آهن بايستي حتما" از کودهايي با بنيان كلات EDDHA نظير سكوسترين آهن استفاده نمود جهت محلولپاشي از كودهاي آهن با بنيان كلات EDTA نيز مي توان استفاده نمود .

 

 

روي :

مقدار روي در محلول خاك بسيار ناچيز بوده و هرچه پی هاش خاك بيشتر شود از مقدار روي قابل جذب گياه كاسته مي شود بنابراين در خاكهاي با پی هاش قليايي كه خاص خاكهاي آهكي است كمبود روي شايع و گسترده مي باشد . استفاده زياد از كودهاي فسفره در خاكهايي كه مقدار روي قابل استفاده كمي دارند ، موجب بروز كمبود تحميلي روي در گياه مي شود . روي در بسياري از سيستمهاي آنزيمي گياه نقش كاتاليزوري فعال كننده و يا ساختماني داشته و در ساخته شدن و تجزيه پروتئينها در گياه نيز دخيل است . يكي از بارزترين نقشهاي روي در ساخت اسيد آمينه تريپتوفان بعنوان پيش نياز ساخت هورمون اكسين است كه در رشد طولي شاخه ها موثر مي باشد . همچنين روي در مرحله گرده افشاني و جوانه زدن دانه هاي گرده نقش اصلي را ايفاء نموده و موجب تسريع در رشد لوله گرده شده و در نتيجه امكان لقاح و تشكيل ميوه را افزايش مي دهد . از جمله علائم كمبود روي ، تاخير در باز شدن جوانه هاي رويشي و زايشي حتي تا مدت يك ماه ، تشكيل دانه هاي كوچكتر و قرمزتر از دانه هاي سالم ، ريزبرگي ، كم برگي ، كوچك شدن ميان گره هاي سرشاخه و روزت مي باشد . حد بحراني روي در خاك PPm2 و در برگ پسته PPm 30 مي باشد . مصرف خاكي سولفات روي در چالكود به همراه کود حيواني به ميزان حداقل 250 گرم به ازاي هردرخت در باغات دچار كمبود همچنين محلولپاشي سولفات روي پس از برداشت و اواخر اسفند هنگام تورم جوانه ها و در ارديبهشت ماه در باغات پسته توصيه مي گردد . منگنـــــز : يون دوظرفيتي منگنز در مجموع محلولترين فرم آن و قابل جذب براي گياه مي باشد نقش عمده منگنز در گياه مشاركت در سيستمهاي تركيبي است منگنز در توليد كلروفيل نقش اساسي داشته و متابوليسم ازت و واكنشهاي آبي فتوسنتز نيز از منگنزتاثير مي گيرند . منگنز و آهن بر روي يكديگر داراي اثر متقابل مي باشند حدبحراني منگنز در خاك PPm8 و در برگ پسته PPm50 است . بعلت تحرك كم منگنز در گياه علائم كمبود نخست در بافتهاي جوان مشاهده مي شوند . علائم كمبود شبيه علائم كمبود آهن بوده با اين تفاوت كه در كمبود منگنز قسمتي از حاشيه برگ سبز باقي مي ماند . نكته حائز اهميت و قابل اشاره در ارتباط با نقش عنصر منگنز در گياه پسته ، تحقيقي است كه نشان داده مهمترين عنصر غذايي كه در تفاوت بين باغات با عملكرد بالا با باغات با عملكرد پائين ايفاي نقش مي كند ، عنصر منگنز مي باشد .

 

مـس :

نقش مس در گياه بيشتر در فعاليتهاي آنزيمي گياه خصوصا" فعال كردن آنزيمهاي اكسيداز مي باشد . قابليت دسترسي به مس براي گياه نظير اغلب ريزمغذيها به پی هاش خاك بستگي داشته و با افزايش پی هاش از قابليت جذب آن كاسته مي شود همچنين در خاكهاي آلي نيز مس اغلب به فرم كمپلكسهاي آلي بسيار پايدار وجود داشته و با پيوند بسيار سختي بين مولكولهاي آلي جاي مي گيرد در نتيجه قابليت جذب آن براي گياه كم شده و نمي تواند بوسيله گياه مورد استفاده قرارگيرد در نتيجه برخلاف تمامي عناصر غذايي ريزمغذي بايستي حتي المقدور با کودهاي حيواني و دامي مخلوط نگردد . مس با فسفر و آهن و روي اثر متقابل دارد . حدبحراني مس در خاك PPm 1 و در برگ پسته PPm10 مي باشد علائم كمبود مس در گياه پسته بصورت سوختگي برگهاي نزديك به نوك سرشاخه ها ، قلبي شكل شدن برگهاي نورس و عصايي شكل شدن شاخه هاي بالائي درخت و تابيدن آنها به سمت پائين مي باشد .

 

بـــر :

يكي از منابع اصلي بر خاك ، آب آبياري و بر موجود در آن مي باشد اما لزوما" آبهاي شور داراي بر زياد نيستند . بر در فعاليتهاي زايشي ، گرده افشاني ، تقسيم سلولي بافتهاي مريستمي ، ترميم بافتهاي آوندي ، متابوليسم كربوهيدراتها و انتقال آنها نقش ايفاء مي نمايد . درخاكهاي داراي بافت سبك ، بر در اثر بارندگي و يا آبياري شسته شده و از دسترس گياه خارج مي گردد همچنين در پی هاش بالاتر از هشت و درخاكهاي آهكي ميزان جذب بر به ميزان زيادي كاهش مي يابد كه اين امر بعلت واكنش متقابل بين كلسيم و بر مي باشد . حدبحراني بر در خاك PPm1 و در برگ پسته PPm250 مي باشد . از علائم كمبود بر در گياه پسته ، پيچيده شدن حاشيه برگها ، تغيير شكل برگ بصورت فنجاني ، پوكي محصول و عدم خوشه بندي مناسب را مي توان نام برد درصورت كمبود محلولپاشي اسيدبوريك در پائيز پس از برداشت و يا اواخر اسفند هنگام تورم جوانه ها توصيه مي گردد